السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

178

تفسير الميزان ( فارسي )

و اين سخن فرشتگان پرسش از امرى بوده كه نسبت بان جاهل بوده‌اند ، خواسته‌اند اشكالى را كه در مسئله خلافت يك موجود زمينى بذهنشان رسيده حل كنند ، نه اينكه در كار خداى تعالى اعتراض و چون و چرا كرده باشند . بدليل اين اعترافى كه خداى تعالى از ايشان حكايت كرده ، كه دنبال سؤال خود گفته‌اند : ( * ( إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ) * ، تنها داناى على الاطلاق و حكيم على الاطلاق تويى ) ، چون اين جمله با حرف ( ان ) كه تعليل را آماده مىكند آغاز شده ، مىفهماند كه فرشتگان مفاد جمله را مسلم ميدانسته‌اند ، ( دقت بفرمائيد ) . پس خلاصه كلام آنان به اين معنا برگشت مىكند كه : خليفه قرار دادن تنها به اين منظور است كه آن خليفه و جانشين با تسبيح و حمد و تقديس زبانى ، و وجوديش ، نمايانگر خدا باشد ، و زندگى زمينى اجازه چنين نمايشى به او نميدهد ، بلكه بر عكس او را بسوى فساد و شر مىكشاند . از سوى ديگر ، وقتى غرض از خليفه نشاندن در زمين ، تسبيح و تقديس بان معنا كه گفتيم حكايت كننده و نمايشگر صفات خدايى تو باشد ، از تسبيح و حمد و تقديس خود ما حاصل است ، پس خليفه هاى تو مائيم ، و يا پس ما را خليفه خودت كن ، خليفه شدن اين موجود زمينى چه فايده اى براى تو دارد ؟ . خداى تعالى در رد اين سخن ملائكه فرمود : * ( ( إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ ، وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْماءَ كُلَّها ، ) ) * . زمينه و سياق كلام به دو نكته اشاره دارد ، اول اينكه منظور از خلافت نامبرده جانشينى خدا در زمين بوده ، نه اينكه انسان جانشين ساكنان قبلى زمين شوند ، كه در آن ايام منقرض شده بودند ، و خدا خواسته انسان را جانشين آنها كند ، هم چنان كه بعضى از مفسرين اين احتمال را داده‌اند . براى اينكه جوابى كه خداى سبحان بملائكه داده ، اين است كه اسماء را بادم تعليم داده ، و سپس فرموده : حال ، ملائكه را از اين اسماء خبر بده ، و اين پاسخ با احتمال نامبرده هيچ تناسبى ندارد . و بنا بر اين ، پس ديگر خلافت نامبرده اختصاصى به شخص آدم ع ندارد ، بلكه فرزندان او نيز در اين مقام با او مشتركند ، آن وقت معناى تعليم اسماء ، اين مىشود : كه خداى تعالى اين علم را در انسانها بوديعه سپرده ، بطورى كه آثار آن وديعه ، بتدريج و بطور دائم ، از اين نوع موجود سر بزند ، هر وقت بطريق آن بيفتد و هدايت شود ، بتواند آن وديعه را از قوه بفعل در آورد . دليل و مؤيد اين عموميت خلافت ، آيه : ( إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ ، كه شما را بعد از